خرید بک لینک
توکل به خدا یعنی آرامش

یعنی خدا خودش می دونه چه زمانی چه کاری را به چه نحوی به انجام برسونه

یعنی خیلی جدی نگیریم

هدف گذاری کنیم، تلاش کنیم و نتیجه را به او محول کنیم

توکل به خدا یعنی می دونیم که او وجود دارد و کارها را به سرانجام می رساند

برچسب: توکل, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

خوش باش که هر که راز داند

داند که خوشی خوشی کشاند

مولانا

هر روز منتظر یک معجزه از طرف خدا هستم و هرروز هم به نوعی بهش می رسم

هرروز برای سلامتی و بابا و مامان مهربونم که معجزه های ناب زندگیم هستند شکفت زده می شم و منتظر معجزه های بیشتری هم هستم

برچسب: زندگی, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

ترم دوم دانشگاه که بودم مامان جون حالش بد شد و افتاد یادمه داشتم فیزیک هالیدی می خوندم..سخت بود درسای شریف ولی خوب باید می خوندمکه یک دفعه خانه و خانواده شرایطش 180 درجه تغییر کرد و ورق برگشت آمبولانس امد و مامان جون را برد سکته قلبی و مغزی شش ماه هرروز از دانشگاه می رفتم بیمارستان ایرانمهر دیدن مامان جون نه تنها من تمام خانواده ام تا بیمارستان اعلام کرد که دیگر کاری از پیش نمی ره و مامان جون در ک

برچسب: سختی,کشیده,سختی,نهراسانید, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

عزیزم در هر مرحله یک کاری پیش رویت است که باید انجام دهی

الان فایل بیمه است

که می تونی و انجامش میدهی

برچسب: فایل,بیمه, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

هلـــه نومیـــد نباشی کـــه تـــو را یـــار بــراند
گـــرت امروز بـــراند نــه کـــه فـــردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کـــن آن جا
ز پس صبر تـــو را او به ســـر صـــدر نشاند
و اگــر بر تو ببندد همه رهها و گذرهــا
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند…

مولانا

برچسب: اندر,حکایات, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

امسال از همون روز که سال تحویل شد، عیددیدنی های ما هم شروع شد امسال هر جا رفتیم و هر مهمانی که خانه مان آمدند را نیک نگریستمامسال دیدم آدم ها هر کدام یک قهرمانند امسال به چهره ها نگاه کردم به خطوط جدید ایجاد شده روی چهره ها چشم دوختم به چشم ها نگریستم و ار ورای چشم ها وارد نهان خانه دل آرم ها شدم و دیدم عجب غوغایی برپاست امسال همزمان با برداشتن شیرینی نخودچی به دست ها خیره شدم امسال دیدم هر خانه خ

برچسب: داستان,عیددیدنی,امثال, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

شهین خانم در فامیل یک برند هستند همه کودکیم و خاطرات خوشی که دارم، بخش زیادی نیز وابسته به منش و شخصیت شهین خانم استپریشب عروسی نوه شان بود رفتیم تمامی خاطرات خوش کودکی ام زنده شد لیلا و زهرا - بچه های برادر شهین خانم- گل های آفتاب گردان بزرگی که در حیاط شان بود - تعریف های شهین خانم و خواهرش - ادب و منش مردم قدیم - شلوار لا کبریتی کرم رنگ همگی زنده شد و چه خوب زنده شد بماند که غمی در گوشه لب همه

برچسب: نوستالژی,دوران,کودکی, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی بساط عیش خودش جور می شود گاهی دگر، تهیه بدستور می شود گه جور می شود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور می شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود… گاهی برای خنده دلم تنگ می شود

برچسب: ایمان,دارم, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

خبر خوب اینکه خدا- انرژی مثبت- کائنات- کاریزما و چاکرا ها همه یک چیز را می گویند:

اینکه خودت باید خوب باشی و اطرافت پر باشه از آدم های خوب

از آدم های منفی باید دوری کنی تا جایی که می توانی

برچسب: نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

دیشب برای نماز مغرب و عشا با مامانم رفتیم مسجد بعد از نماز یه خانمی شیرینی تعارف می کرد و زیر لب می گفت برای فاتحه استاز پله ها پایین آمدیم بارون درشتی می اومد، ازین بارونا که هر یه دونش یه لیوان 250 میلی لیتری رو پر می کنه به سمت قلهک رفتیم تا ستاد روحانی را ببینیم یه ساختمون نوساز که همکفش را یه عالمه میز و صندلی چیده بودن سه چهار تا عکس هاشمی هم به پنجره هاش زده بودن رفتیم تو، چهار پنج تا آقا ب

برچسب: گردوی,خورشتی, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

صفحه بندی